تبليغاتX
23 تیر



تا حالا شده فکر کنیم  «سايپا» مخفف چی هست؟

 



در اواخر کتاب سفر شاه آمده است که:

دوستان اشرف پهلوی او را سايپا ميخواندند،  SAIPA که ظاهرا نام

شرکت و ماشين است و البته اين نام ، يعنی سايپا مخفف کلمات

زيراست:
Son Altess Imperial Preincess Ashraf

همان طور که توجه فرموديد کلمات بالا به زبان فرانسوی/اسپانيائی می

شود:

والا حضرت همايون شاهدخت اشرف؟؟؟

و اين نام و عنوان همچنان زينت بخش هزاران ماشين است و حالا يک

سوال: در طول اين همه سال بعد از انقلاب، يک مسئول امر، يک

سياستمدار ... و غيره متوجه اين نکته نشده است؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از قرار معلوم منبع اين مطلب روزنامه «جامعه» مورخه 1۶/3/1377 می باشد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388;ساعت 18:5;  توسط مداد سیاه و سفید;  | 

سلام

الان که داشتم میومدم سمت خونه یه صحنه ای توجه منو جلب کرد!

و برای مظلومیت شهدای اخیر تو دلم غوغایی به پا شد...

و اما..

چند شب پیش یعنی شب جمعه حوالی اذان صبح بود که با صدایی از خواب پریدم...دقت کردم دیدم صدا!!صدای اربده و فریاد داره از توکوچه محلمون میاد سریع رفتم پایین ببینم چه خبره؟

خبری نبود جزقمه کشی چندتا از ارذل اوباش و تخریب چند ماشین پارک شده بی پارکینگ..که ناگهان یکی از اون اراذل افتاد زمین و چهار نفرسوار  ۲ موتور شدند و از مهلکه گریختن وقتی به بالای سر اون نفر مجروح رسیدیم !متاسفانه متوجه شدیم که بله ایشان یکی از (!!!؟؟) محل هستند...با اینکه کم سن سال بود ولی خب چند باری سابقه حبس و احیانا اقامت تو کهریزک را داشته و به قول معروف گنده لاتی بوده برای خودش!!!فوت نموده اند!!...بعداز چند دقیقه پلیس ، اورژانس، آگاهی و ...همه خودشونو به محل قتل رساندن!روز جمعه بود که علت دعوای منجر به قتل را از زبان چندنفر شنیدم و جالب اینه که اکثر اهالی خوشحال هم بودند!!...همون بهتر که ننویسم علت مشاجره سر چی بود به هر حال خدا بیامرزدش...

از روز جمعه بعد از ظهر بود که دوستاش کم کم محل را سیاه پوش کردند!!! و بالغ بر ۱۰ تا حجله و نصب و اعلم عزداری(همون آلت و بدعت وارداتی انگلیس رو میگم) در کنار منزل مرحوم نصب نمودند و جمیعتی بالغ بر ۲۰۰-۳۰۰ نفر هم به صورت شبانه روزی در کنار منزل ایشان در حال سوگواری بودند(هستند)..تا اینکه الان داشتم میومدم خونه که مشاهده کردم برای این مرحوم دسته عزاداری تشکیل داده و با طبل،دهل،زنجیر دارن مراتب سوگواریشونو اعلام میکنند البته این دسته بیشتر به مکان دوستیابی..؟؟!!..شبیه بود تا سوگواری!!!

حالا غرض از اینه همه قلم فرسایی این بود که آیا برای بچه های بسیجی و حزب اللهی که در جریانات اخیر به شهادت رسیده اند که کم هم نبودند !!!آیا مسولین امر خدا وکیلی یک دهم این مراسمات را برای خانواده عزدارشان برگزار کردند این در حالی هست که یک تار موی بچه حزب اللهی بسی با ارزشتر از هزاران هزار خروار از این افراد هست!!!

((حق به لباس باطل در مي آيد  و باطل با رداي حق تن پوش

مي شود و "كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا"  بدل مي شود

به ياور ظالم  و دشمن مظلوم))

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388;ساعت 18:13;  توسط مداد سیاه و سفید;  | 

از روزي كه نمايشگاه مطبوعات و رسانه ها افتتاح شده بود به دنبال فرصتي كافي و وافي بودم كه بتوانم با زماني دلخواه در غرفه‌ها حضور پيدا كرده و در كل گشت و گذري كامل از اين نمايشگاه سالانه داشته باشم.ديروز بعداز ظهر اين فرصت را پيدا نمودم كه اين امر را تحقق بخشم، حوالي ساعت 15:00 بود كه به مصلي تهران محل نمايشگاه مطبوعات رسيدم و از ابتدا ورود سعي نمودم كه بازديدي جز به جز از نمايشگاه داشته باشم.

در حين بازديدها غرفه فصلنامه 15 خرداد(به مدير مسئولي حجه الاسلام دكتر سيد حميد روحاني) توجه بنده را به خودش جلب نمود، شايد به خاطر آن نامه دلسوزانه آقاي روحاني به شيخ مهدي كروبي بود كه باعث شد با تاملي بيشتر در اين غرفه حضور داشته باشم، البته ناگفته نماند كه خود فصلنامه ها هم بي دليل بر حضور طولاني مدت بنده نبود.در حال مطالعه كلي و گذري برخي از دستنوشته هاي  آقاي روحاني در مورد آقاي منتظري بودم كه صداهايي  بنده را به خود جلب نمود!با دقت بيشتر دريافتم اين اصوات شعاري با مضمون" مرگ بر منافق "ميباشد. تعجب نمودم !سريعا به سمت شعارها رفتم ديدم آقاي كروبي در حال وارد شدن به نمايشگاه هستند و عده‌اي از مردم و بازديددكنندگان با شعارهاي مرگ بر منافق در حال استقبال از وي هستند.

ديگر جميعت شعار دهنده بالغ بر300 نفر رسيده بودند كه عده‌اي حدود 20-30 نفر هم به عنوان حمايت كننده از شيخ مهدي در حال شعار دادن بودند البته بنده به علت هياهو متوجه شعار اين گروه فشن ها نشدم!!!

كار به جاهاي حساس رسيده بود و شعار "دروغگو برو گمشو" و "دروغگو سندت كو"  و "شيخ مهدي جزايري" در كل سالن طنين انداز شده بود و قيافه ايشان بسيار مظطرب به نظر مي‌رسيد و موج جميعت ايشان را مانند بادبادك به هر سمتي سوق ميداد.

متاسفانه برخورد بسيار زننده بي‌سابقه و به دور از ادب محافظين شيخ مهدي باعث تحريك بيش از بيش مردم معترض گرديد، وقتي شعار دهندگان با شوكر برقي  و در مرحله بعدي با تيراندازي‌هاي پي در پي هوايي محافظين وي مواجه شدند! اقدام به پرت نمودن اشيا و حتي كفشهاي خود به سمت شيخ اصلاحات نمودند تا جايي كه ديگر محافظين وي در ميان مرم محاصره شدند، البته اين اقدام تيم حفاظت آقاي كروبي بايد بررسي گردد چون اصولا اقدام تير اندازي بايد زماني صورت گيرد كه جوي ايجاد نگردد و يا جو پيش آمده را كمرنگتر نمايد نه اينكه جو به وجود آمده بيشتر تحريك نمايد!

در اين گير و دار همان گروه 20 نفره فشن‌ها وقتي نتيجه‌اي در شعار دادن به دست نياوردن اقدام به تخريب پارتيشن‌هاي روابط عمومي نمايشگاه نمودند!!البته خب شايد اول به دنبال سطل زباله‌ها بودند و زماني كه توفيقي در پيدا نمودن سطل زباله پيدا ننمودند اقدام به تخريب پارتيشن‌ها نمودند!

آقاي كروبي بعد از حضور 20 دقيقه‌اي خود در نمايشگاه مطبوعات با ظاهري نا بسامان روانه منزل گرديد.بنده به هر حال از وضيعت به وجود آمده ناراحت بودم چون ايشان يكي از سرمايه‌هاي سابق انقلاب بودند كه متاسفانه با اظهار نظرهاي 3-2 سال گذشته خويش خود را از قطار انقلاب جدا ساخته بودند.

بعداز اين ماجرا و خروج شيخ مهدي از مصلي، جو نمايشگاه به حالت خود برگشت و البته زمزم‌هايي مبني بر اينكه آقاي كروبي براي تست زدن جو نمايشگاه براي ورود آقايان خاتمي و موسوي به عنوان پيش قراول آمده بود هم شنيده مي‌شد.

بنده هم به غرفه فصلنامه 15 خرداد جهت اتمام بازديدم برگشتم، و يك بار ديگر متن نامه آقاي سيد حميد روحاني خطاب به رفيق ديرينه خود آقاي كروبي را خواندم و برخي از نكته هاي جالب را براي خودم يادداشت برداري نمودم منجمله:

"جنابعالي به دنبال انديشه مترقيانه‌اي! كه در سايه همنشيني با نيروهاي پياده‌نظام و عاشقان يقه‌چاك آمريكا به دست آورده‌ايد داد سخن داده‌ايد"

"مايه تاسف است: "زمستان مي‌رود و روسياهي به ذغال مي‌ماند ". اين جار و جنجال‌ها و گرد و خاك‌هاي تبليغاتي فرومي‌نشيند ليكن خوراك تبليغاتي‌اي كه براي راديوهاي بيگانه فراهم كرديد و ضربه‌اي كه از اين طريق به اسلام، امام، انقلاب و نظام جمهوري اسلامي وارد كرديد، سخت جبران‌ناپذير مي‌نمايد و بي‌ترديد وزر و وبال آن دامنگير جنابعالي خواهد شد. چنانكه خود مستحضريد همه ما در معرض آزمون هستيم و متاسفانه تاكنون بسياري از مدعيان خط امام و انقلاب در اين آزمون سربلند و رستگار نشدند".

ديدم كه عجب! چه درست پيش بيني بود، اين نامه" شايد به‌ اين خاطر بود كه كه تمام كساني كه خود را از انقلاب و مردم جدا نموده‌ بودند به چنين سرنوشتي دچار شده بودند".

 والعاقبه للمتقين

همین مطلب در خبر نامه دانشجویان ایرانhttp://iusnews.ir

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388;ساعت 14:11;  توسط مداد سیاه و سفید;  | 

سلام

الان نمایشگاه مطبوعات بودم...یعنی از بعد از ظهر تا کنون جالب بود نمایشگاه اما جالب تر حضور شیخ الخوارج بود!!!خب بحمدالله استقبالی نسبتا گرم انجام شد...البته این استقبال مسلما در خور شاءنیت شیخ السفها نبود...اما چه کنند دوستان(همون منتظر الزیدی های وطنی میگم ها!!) استقبال کننده!!!در آخرین ثانیه ها خبر دار شدن اونهم وقتی فیس تو فیس با شیخ الکذابین شدند...به هر حال دسته همشون درد نکنه با بضاعت نا چیز خودشون آبرو داری کردند...

ان شاالله مفصل از این بزم مینویسم...

حالا عکساشو ببینید تا بعد...

استقبال از مهدي كروبي در نمايشگاه مطبوعات/عكس:حامد ملك پور

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388;ساعت 19:44;  توسط مداد سیاه و سفید;  | 

تاریخ تولد:۱۱/اسفندماه/۱۳۲۰

روز تولد کروبی 4 مهر یا 14 مهر؟ +عکس

تاریخ تولد : ۴ مهرماه ۱۳۱۶!!!!

در حالی که جنبش سبزها(حامیان اغتشاشات) ادعا میکردند!!!!هفتم مهر ماه تولد موسوی و چهاردهم مهر ماه تولد کروبی میباشد!!

چرا دروغ!!!

از این دروغگویی ها چه بهره ای خواهند برد؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388;ساعت 0:31;  توسط مداد سیاه و سفید;  | 

دیروز (۶/۷) رفتم دانشگاه تهران تا تو کتابخانه دنبال چند تا رفرنس(منبع) بگردم ...

دیدم یه صداهایی داره از بیرون میاد رفتم دنبال صداها!!!جمیعتی حدود۱۵۰تا دستکم!!! و۲۰۰ دست پر!!!(البته با تماشاچی های بی طرف و با طرف!)دارن شعار میدن و یه چندتا بادکنک سبز هم دستشون بود !!البته احتمالا جمعی از این افراد خواهر و برادر بودن چون مذکر و مونث دست تو دست هم بودن!(چرا تهمت!!؟؟! شاید در قسمت لژ تجمع حضور داشتند) به هر حال در حال شعار دادن بودند!و کم کم شروع به فحاشی نمودند یحتمل اگر این تجمع تا ساعتی بعد ادامه داشت این جماعت بی ادب اقدام به فحاشی ناموسی مینمودند!!بعد از دقایقی عده ای از بچه های دانشکده های مختلف به دور این افراد جمع شدند و حرکت این افراد را با تکان دادن سر از سر تاسف محکوم مینمودند که کم کم این تاسفها تبدیل به شعارهای متقابل شد از جمله:

انگلیس حیا کن، کروبی رو رها کن

ایران فقط تهران نیست، تهران فقط شميران نیست.

گرین کارت، گرین کارت، نمی خواهیم، نمی خواهیم

مرگ بر دیکتاتور دروغگو

مزدور انگلیسی، برو ببین بی بی سی

موسوی پینوشه ایران رنگی نمیشه

بازیچه حیا کن، بادکنک رو رها کن

موسوی، رجوی پیوندتان مبارک

دروغگو، دروغگو، ۷۲ کشته کو؟

چنان این شعارها محکم و آهنین بیان میشد که بعد از دقایقی جماعت جان بر کف پا سبز پوش فرار را بر قرار ترجیح دادند و مانند ملخ از مهلکه جستن!!!

اما به قول معروف:

 یه بار تو جستی ملخک!

دوبار تو جستی ملخک!!

دفعه سوم ملخک گیر میکنی .......میشه ها!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388;ساعت 3:4;  توسط مداد سیاه و سفید;  |